هدایت قرآن نوری جهانشمول است، اما دستیابی به ژرفای حقیقت آن، پیششرطی اساسی دارد که در آیه دوم سوره مبارکه بقره آشکارا بر آن تأکید شده است: «ذلکَ الْکتابُ لارَیْبَ فیه هُدیً للْمُتَّقینَ». این آیه شریفه راهنمایی قرآن را ویژه «پرهیزمندان» معرفی میکند. بر اساس پرونده «درسنامه ترجمه قرآن» بیانات رهبر شهید در بخش فقه و معارف پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR؛ واکاوی دقیق واژگان این آیه نشان میدهد از منظر ایشان تقوا نه یک مفهوم صوری، بلکه روحیهای پویا، هوشیارانه و اثرگذار در مسیر حرکت انسان است. این درسنامه با تکیه بر بیانات و جلسات تفسیری رهبر شهید حضرت آیتالله العظمی خامنهای، به کالبدشکافی واژگان «ذلک»، «تقوا» و نسبت میان هدایت و پرهیزکاری پرداخته است. در ادامه، ابعاد مختلف تقوا و ویژگیهای پرهیزمندان را در پنج محور بر مبنای آموزههای ایشان بررسی میکنیم.
«ذلک الکتاب»؛ اشاره به عظمت قرآن کریم
در ابتدای آیه شریفه، برای اشاره به قرآن از اسم اشاره دور «ذلک» استفاده شده است. از آنجا که قرآن پیش روی پیامبر و مسلمانان بود، این پرسش مطرح میشود که چرا از اسم اشاره نزدیک استفاده نشده است؟ حضرت آیتالله العظمی خامنهای در پاسخ به این پرسش میفرمایند: «این اشکالی ندارد که یک جا از آن حقیقت (قرآن)، با اسم اشاره دور یاد کنند و یک جا با اسم اشاره و ضمیر نزدیک؛ یعنی چیزی غلط نیست... و معنایش این نیست که اینها دو چیزند». (جلسه دهم تفسیر سوره بقره، ۸/۸/۱۳۷۰)
ایشان در ادامه دو وجه زیبا را در تفسیر این اشاره تبیین میکنند: «چون کتاب باعظمت است ولو پیش روی شماست اشاره به دور میکند، مثل اینکه شما با یک نفر که صحبت میکنید وقتی میخواهید او را احترام کنید، میگویید: آنجناب. چنین فرمودید در حالی که این جنابی است که در مقابل شما نشسته اما میگویید آنجناب مثلاً. یا بگوییم «ذلک» یعنی آن چیزی که در ذهن شما بود و همه منتظرش بودید. «ذلک الکتاب» این است که جلو شما، که ما ترجمه کردیم: «آنک کتاب». یعنی کتابی که در انتظارش بودید، این است». (جلسه یازدهم تفسیر سوره بقره، ۱۵/۸/۱۳۷۰). این تعبیر، عظمت محتوای وحی و پیوند قلبی منتظران حقیقت با قرآن را بهخوبی روشن میکند.
تقوا مراقبت دائمی و پرهیز در میدان حرکت است
یکی از ارکان اصلی در این درسنامه، واکاوی معنای بنیادین واژه «تقوا» است. تقوا حالت انفعال یا گوشهنشینی و دوری از عرصه زندگی نیست. حضرت آیتالله العظمی خامنهای حقیقت تقوا را چنین معنا میکنند: «تقوا، یعنی مراقب خود بودن. تقوا، یعنی یک انسان بداند که چه کار میکند و هر حرکت خودش را با اراده و فکر و تصمیم انتخاب کند؛ مثل انسانی که سوار بر یک اسب رهوار نشسته، دهانه اسب در دستش است و میداند کجا میخواهد برود. تقوا، این است». (دیدار جمعی از جوانان، ۷/۲/۱۳۷۷)
ایشان در بیانی دیگر، بعد اجتماعی و عملیاتیتری به این واژه میبخشند: «تقوا یعنی پرهیز با حرکت نه پرهیز با سکون... مثل رانندهای که رانندگی میکند اما پرهیز هم میکند و این پرهیز همان است که گفته شد، مراقبت کردن و مواظب خود بودن... تقوا یعنی پرهیز در حال حرکت و مراقبت در حال حرکت، در میدانها حرکت بکنید، اما مواظب باشید». (جلسه هشتم تفسیر سوره بقره، ۲۴/۷/۱۳۷۰). بنابراین، انسان باتقوا نه از جامعه فرار میکند و نه تسلیم امواج گناه میشود، بلکه در متن حوادث، زمام نفس و عمل خویش را محکم در دست نگاه میدارد.
چرا «هُدًی للْمُتَّقینَ» و نه هدایت برای مؤمنین؟
برخلاف برخی از مفسران که متقین را عین مؤمنین دانستهاند، در دیدگاه رهبر شهید حضرت آیتالله العظمی خامنهای، تقوا گامی پیشینی و دریچهای برای ورود به ساحت ایمان است. ایشان در توضیح این آیه میفرمایند: «قرآن کریم میگوید: «هدی للمتقین»؛ نمیگوید «هدی للمؤمنین». «هدی للمتّقین» یعنی اگر یک نفر باشد که دین هم نداشته باشد، اما تقوا داشته باشد - ممکن است کسی دین نداشته باشد، اما به همین معنایی که گفتم، تقوا داشته باشد - او بلاشک از قرآن هدایت خواهد گرفت و مؤمن خواهد شد. اما اگر مؤمن تقوا نداشته باشد، احتمالاً در ایمان هم پایدار نیست. بستگی به شانسش دارد: اگر در فضای خوبی قرار گرفت، در ایمان باقی میماند؛ اگر در فضای خوبی قرار نگرفت، در ایمان باقی نمیماند». (دیدار جمعی از جوانان، ۷/۲/۱۳۷۷)
از منظر ایشان، در آیات ابتدایی سوره بقره، تقسیمبندی انسانها بر محور تقوا شکل گرفته است: «هدی للمتقین که انسانها را خدای متعال تقسیم کرده به کسانی که: متقین هستند و کسانی که کافرین هستند و کسانی که منافقین هستند». (جلسه بیست و دوم تفسیر سوره بقره، ۲۶/۱/۱۳۷۱). تقوا پیشنیاز گشوده شدن دل در برابر پیام حق و ایمن ماندن از دامهای نفاق و کفر است.
ویژگی پرهیزمندان، پذیرش فطری حقیقت است
بر اساس این تحلیل، انسانهایی که دل خود را از لجاجت و هوای نفس پاک نگه داشتهاند، بیدرنگ پیام هدایت را درمییابند: «(متقین کسانی) بودند که فوراً فطرتشان (به دعوت پیامبر) پاسخ داد و آن پاسخ را پذیرفتند و به قبول تلقی کردند، شدند مؤمن. خدای متعال هم ـ چون آنها اهل تقوا بودند (تقوا در پایینترین مراحل) ـ مواظبت میکردند به راه خطا نروند مراقب بودند حقیقت را نپوشانند و اسیر موانع فهم حقیقت نشوند و لذا شدند اهل هدایت». (جلسه دهم تفسیر سوره بقره، ۸/۸/۱۳۷۰)
رهبر شهید همچنین به ویژگیهای بیان شده در آیات پس از این آیه اشاره کرده و متذکر میشوند: «برای همین متقین ۶خصوصیت بیان شده که این ۶خصوصیت در یک انسان، در حقیقت عناصر تشکیل دهنده تقواست و آن تقوای صحیح و عینی با این ۶خصوصیت در انسان تأمین میشود». (جلسه هشتم تفسیر سوره بقره، ۲۴/۷/۱۳۷۰). همچنین ایشان درباره معادلگزینی دقیق این واژه در زبان فارسی یادآور میشوند که تعبیر «پرهیزمندان» بهتر از واژههای رایج دیگر، پیام هوشیاری و مراقبت آگاهانه را به مخاطب منتقل میکند تا گوش احساس سنگینی نکند و معنا بهخوبی جا بیفتد. (جلسه هشتم تفسیر سوره بقره، ۲۴/۷/۱۳۷۰)
رابطه متقابل تقوا و هدایت؛ پیمودن آسان راه سعادت است
یکی از زیباترین پیامهای تربیتی این آیه، اثر متقابل پرهیزمندی و هدایت است. وقتی انسان مراقب اعمال خویش باشد، راه کمال بر او هموار میشود رهبر شهید فرمودند: «اگر ما تقوا را با همین معنا در نظر بگیریم، به نظر من راحت میشود راه را طی کرد... اگر [کسی] متدین است، ببینید چه کار میکند. این اقدام، این حرف، این رفاقت، این درس و این فعل و درک، آیا درست است یا درست نیست. همین که او فکر میکند درست است یا درست نیست، این همان تقواست. اگر متدین نیست، چنانچه همین حالت را داشته باشد، این حالت او را به دین راهنمایی خواهد کرد». (دیدار جمعی از جوانان، ۷/۲/۱۳۷۷) این هدایت مراتب نامحدودی دارد؛ چنانکه ایشان تصریح میکنند: «این تقوا در همه مراحل هدایت کار خودش را میکند. یعنی بعد از این مرحله اول که تقوای آنها موجب شد به ایمان و به حق روی بیاورند، بعد از این مرحله، در هر درجهای که بالا میروند، باز اگر تقوا در آنها باشد آنها را به جلو میبرد، هدایت آنها را بیشتر میکند و بصیرت بیشتری به آنها میدهد». (جلسه دهم تفسیر سوره بقره، ۸/۸/۱۳۷۰) و در نتیجه: «هر چه تقوا بالاتر باشد، هدایت روشنتر و بالاتر است». (دیدار شرکتکنندگان در مسابقات بینالمللی قرآن، ۲۶/۱/۱۳۹۸) تقوا پایهای است که نور بصیرت و فهم حقایق قرآنی را در وجود آدمی گسترش میدهد. همان گونه که بیانات رهبر شهید انقلاب نشان میدهد، «تقوا» نسخه نجاتبخش بشر در عصر تلاطمها و فریبهای نفسانی است. اگر جامعه و فرد به مراقبت در حرکت مجهز شوند، کلام وحی چراغ راه آنان خواهد شد: «اگر [تقوا] برای ما حاصل بشود، آن وقت هدایت قرآنی هم برای ما آسانتر میشود؛ (چون فرمود) «هُدًی للمُتَّقین». تقوا که بود، هدایت حتمی است... هدایت مال متقین است». (دیدار شرکتکنندگان در مسابقات بینالمللی قرآن، ۲۶/۱/۱۳۹۸). پرهیزمندی، چشم جان را برای دیدن حقیقت باز کرده و ثباتقدم در مسیر ایمان و کمال را تضمین میکند.
بازخوانی مفهوم پرهیز و پارسایی در کلام امیرالمؤمنین(ع)/ تقوا، زره جان است
تقوا در تفکر اسلامی و کلام امیرالمؤمنین(ع) تنها به معنای کنارهگیری منفعلانه از گناه نیست؛ بلکه نیروی مهارگر و سازنده درونی است که انسان را در حوادث و وسوسههای فردی و اجتماعی مصون نگاه میدارد. از دیدگاه امام علی(ع)، غایت خشنودی پروردگار از بندگان، دستیابی به گوهر تقواست: «نهایت خشنودی خداوند از بندگانش و خواسته او از آفریدگانش تقواست، پس تقوا از خداوندی بکنید که اگر پنهان کنید میداند و اگر آشکار سازید مینویسد». فضیلتی بنیادین که به تعبیر کلامالله مجید و روایات معصومان(ع)، ارزشمندترین لباس، استوارترین پناهگاه و والاترین زاد و توشه بشر برای سفر ناگزیر آخرت است. پرهیزکاری راستین، مؤمن را به پذیرش طاعات، مسئولیتپذیری اجتماعی، آزادگی روحی و دوری از غفلت میرساند و حتی در مواردی که به درستی و غلطی آن شک است برایش روشن میکند. بازگشت حضرت از نبرد صفین و هشدار عمیق ایشان بر مزار خفتگان کوفه نیز گواهی روشن بر این حقیقت است که تمام شوکت دنیوی زوالپذیر بوده و تنها توشه ماندگار انسان در عرصه معاد، پارسایی و خداترسی آگاهانه است. در ادامه مروری بر مفهوم تقوا در اندیشه علوی داریم.






نظر شما